نی نی ناز

نی نی

به امید فرزند سالم و صالح


♥`*•.¸¸.•*´`*•.¸بــِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم¸.•*´`*•.¸¸.•*´♥ 

 

 نیایش حضرت زکریا (ع) برای درخواست فرزند صالح از خداوند" سوره آل عمران "  :
 

♥`*•.¸ رَبِّ هَب لِي مِن لَدُنکَ ذُریَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ ¸.•*´♥ 
 
♥ بار پروردگارا از پیشگاهت ذریه ی پاک به من عطا فرما؛ همانا تو شنونده ی دعایی ♥
                                      
امام  باقر (ع) فرموده اند : هرگاه فرزند خواستی بگو :  
 
اَللّهُمَّ ارزُقنا وَ لَدا وَ اجعَلهُ تَقيّا زَكيّا لَيسَ فى خَلقِهِ زيادَةٌ وَ لا نُقصانٌ وَ اجعَل عاقِبَتَهُ إلى خَير 
 

♥ خـــداونــــدا..! به مــا فــــــرزندى عــطا كـــن

 

و او را پـــــرهــــيـــــزگـــــار و پــاک قـــرار ده
 
كه در آفرينشـش كم و زيادى نباشد و ســرانجامـش را نــيكو گـردان♥ 

 

بدون عنوان

سلام عزیزم بازم شرمنده که انقدر آپ کردنم طول کشید آخرین چکاپ که رفتم پیشه دکترم یعنی 7دی بهم گفت که جفت چسبیده به رحمت و باید با رحم بیرون بیاد من دیگه نمیتونم برات کاری کنم سری برو بیمارستان امام خمینی و اونجا پرونده تشکیل بده و دیگه پیش من نیا چون فقط امام خمینی دارویی داره که هنگام زایمان میتونه بهت تزریق کنه که باعث بشه جفت از رحم جدا بشه خلاصه من هم فرداش با مامان جون رفتیم ولی اون روز انجام ندادن و گفتن فردا صبح ساعت 8 بیا بلاخره فرداش پرونده تشکیل دادیم فشار مامان رو که گرفتن گفتن 17هست باید سریع بستری بشی منم همین جوری موندم بستری من اومده بودم پرونده تشکیل بدم 8 روزی بیمارستان بستری بودم داشتم دیونه میشدم هم فشارم بالا پایین میشد ه...
19 دی 1393

29هفتگی

سلام قنده عسلم   قربونت بشم کوچولوی من  مامانی دیروزی رفتم پیش خانم دکتری که برای قند و تیروئیده مامان جونی آزمایشمو که دید گفت باید دوزه انسولین رو از واحد به  واحد برسونی قند بعد صبحانت بالاست منم این جوری شدم   بعد تو همون پژوهشکده هم نوبت سونو گرفته بودم بعد رفتم یه قسمت دیگه برای سونو که ببینم جفت رفته بالا که متاسفانه نرفته بود  و خانم دکتر گفت که دیگه فکر نمیکنم بره بالا گفتم خطری نداره که گفت نه فقط سزارین میشی عزیزم منو ببخش  خبرای خوبی از شما نیاوردم انشاا... این دوران هم به خیر و خوشی بگذره و شما بیایی بغلم دوست دارم &...
10 آذر 1393

26 هفتگی

سلام کوچولو مامان قربونت بشم که انقدر حرف گوش کنی   وقتی مامانی باهات حرف میزنه وبهت میگه تکون بخوری شما هم یه تکون کوچولو میخوری   واسه دلخوشیه مامان عزیزه دلم   خیلی دوست دارم  خیلی  لحظه شماری میکنم برای دیدنت جوجو من   دیروز برای چکاب رفتم پیش خانم دکتر عزیزم چون دارم به خاطر قند رژیم میگیرم وزنم از  ماه قبل ثابت بود و تغیری نکرده بود اون لحظه نگران شما شدم  که نکنه شما اذیت بشی و وزن نگیری ولی خانم دکتر گفت ربطی نداره نی نی کوچولو شما وزنی که میخواد بگیره رو میگیره و از  ماه به بعد وزن...
22 آبان 1393

22 هفتگی

سلام  عشق دله مامان    چند روزی میشه مامانی تکونای شما رو حس میکنه    مامانی وقتی به شکمم نگاه میکنم تکون میخوره انقدر ذوق میکنم که نگو   خیلی دوست دارم عزیزه دلم  خدا محافظ همه نی نی ها باشه  محافظ تو دلی منم باشه    خوب مامانی از چکاب های ماهانه بگم که   من و بابایی و مامانی جون (مامان خودم) و بابایی جون( بابا خودم )   رفتیم پژوهشکده رویان پیش خانم دکتر غدد   تا آزمایش تیروئید و قند مامان رو نگاه کنه گفت همه چیز خوبه  ولی یه کم قند بعد صبحونه بالاست و برای مامانی انسولین نوشت مامانی نار...
24 مهر 1393

شروع 18 هفتگی

سلام همه کس مامان خوبی قربونت برم ببخش که دیر آپ می کنم مامانی یه جورایی ویار نوشتن داشت تا میخواستم یه کمی بنویسم حالم بد میشد  گلم غربالگری اول که بین هفته تا هفته   بود رو دادم ویه آزمایش کلی که خانم دکتر نوشته بود بعد جواب آزمایش ها رو بردم پیش خانم دکتر خدا رو شکر همه چیز خوب بود  به جز تیروئید عشق دلم مامانی ناراحت نشد  وقتی فهمید تیروئید داره  چون شنیده بودم برای خیلی ها پیش اومده که داشتن و مشکلی ایجاد نمیکنه  ولی نیاز بود تا پیش یه دکتر فوق تخصص غدد برم اون روز خانم دکتر برام غربالگری دوم هم نوشت که انجام بدم  بعد گ...
25 شهريور 1393

دونه انگور مامان

سلام گل نازم عشقم همه چیزم خوبی عزیزه مامان تو دله مامانی جات خوبه قربونت برم مامانی جونم نمیدونی چقدر دوست دارم   منتظرم که شما هر چه زودتر بیایی پیشم گلم  تیر خانم دکتر بهم وقت سونو داده بود که صدای قلب کوچولوی شما رو بشنویم      مامان جونم خیلی ذوق داشت که بهترین صدای دنیا رو میشنوه وقتی خوابیدم رو تخت تا خانم دکتر سونو کنه دیدم هیچی نمیگه  غصه نشست تو دلم گفتم خانم دکتر چی شده گفت صدای قلب مشکوکه نمیدونی اول لحظه بهم چی گذشت  ​ گفتم خانم دکتر یعنی چی گفت من چیزی نشنیدم روز دیگه بیا برای سونو دوباره انشاا... میشنوی  &...
28 تير 1393

منم مامان شدم

  سلام عزیزم     چند روزی بود مامانی پری خانومش    عقب افتاده بود  و مترسید که تست بزنه و منفی بشه   بلاخره مامان جون(مادر بزرگه مهربون)گفت   که دخترم برو یه تست بده انشالله خیره   و از این همه استرس راحت شو بلاخره منم که   رو حرف مادره عزیزتر از جونم حرفی نمیزنم قبول کردم    تست رو گرفتم و انجام دادم   و اینم تست که دو خط زیبا ظاهر شد   مامانی عزیزم خیلی خوشحال شدم و من چون   به بی بی چک اعتماد زیادی نداشتم دیروز صبح آزمایش خون دادم   دلم روشن بود که هستی &n...
4 تير 1393

حس مادرانه

   نه ماه انتظار      و یک عمر نگرانی  حس آزاد دخترانه را    به مهر مادری دادن  بزرگترین ایثار یک زن است ...!       ...
2 تير 1393

برای دردونه مامان

سلام مامانی جونم قربونت بشم الهی عزیز دل من ، فدای تو من نیومده عاشقتم  یعنی میشه یه روز منم این حس قشنگو تجربه کنم ؟     ماه منی عزیزکم   ​     ...
24 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی ناز می باشد